خرید بک لینک

سلام عزیزای مهربون

این روزا خیلی بی معرفت شدم میدونم

البته چون با اکثرتون از طریق تلگزام در ارتباطم

اندر احوالات من همه چی روبراهه

و دعاگوی همه تون هستم

برچسب: نویسنده: مهراد دادخواه تاريخ: يکشنبه 17 دی 1396 ساعت: 20:29

من به روزمرگی دچارم.. و لذت میبرم از تک تک تکرار های کسالت آور اطرافم...

8:24 , دوشنبه سوم مهر ۱۳۹۶ , نازدارِ دِتــــِـر

سوال آز اد

هرررررررگونه سوالی بدون سانسور و معذوریت جواب داده خواهد شد

همه ی خصوصی ها هم علنی میشود

برچسب: نویسنده: مهراد دادخواه تاريخ: چهارشنبه 29 آذر 1396 ساعت: 2:00

سلام عشقای من خیلی کم مینویسم و کلا دوستامم کم شدن :) کاش میشد با ویس حرف بزنیم دیگه حال تایپ کردنم ندارم قبلا که از مشکل مفاصلم گفته بودم متاسفانه درد زد به کتف گردن و دستم و استراحت مطلق بودم دوتا مهره گردن و سه تا مهره پشتمو جا انداختم.... سرکارمم که خداروشکر کار و بار برادرم گر فت و رو به رشده ان شالله که هوای منم داشه باشه.... باشگاه هم که به دلیل درد و مریضی دو ماهه تعطیل شده و اضافه وزززززززززن من هم داره کلافم میکنه و کلییییییییییی چاق شدم ولی خب درمانم تموم شد میرم دوباره شروع میکنم بعد اون خاستگار سه تا مورد پیش اومد که کلا دیگه نخواستم بهشون فکر کنم و همشون و رد کردم گفتم حداقل تا یکسال دوست ندارم به ازدواج فکر کنم این وسط کسی هست که خیلی وقته درگیر منه و بصورت دیوانه وار منو میخواد و چپ و راست خواهر و خواهرزاده هاشو دوستاش و میفرسته وساطت ولی خب شرایطش با من جور نیس پسر خیلی خوبیه خیلی ولییییییییییی از همه مهم تر اینه از من دوسال کوچیکتره که باعث میشه به چیزای دیگه فکرر نکنم اصصصصصلا چند روز پیش اومد محل کارم و ازم خواست فرصت بدم خودش و ثابت کنه وای که من حصله این چیزا رو ندارم اگه محبوب قبل بودم از اینهمه خواستن به وجد میومدم...... این ماه کار های کاشت ناخن رو شروع میکنم به خواست خدا ینی آموزشش رو ببینم باشگاهم امروز دارم میرم البته ورزش برام خوب نیست ولی دارم میمیییادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مهراد دادخواه تاريخ: چهارشنبه 29 آذر 1396 ساعت: 2:00

سلام راستش خیلی بی معرفت شدم میدونم و بازم راستش چون تو گروه تلگرامی وبلاگیا هستم و در جریان هم هستیم کمتر وقت میکنم بنویسم ولی میام همتونم میخونممممممم اندر احوالات من در این مدت: یه روز مادر سارا بهم زنگ زد و ازم خواست با مردی آشنا بشم... مشخصات : 43 ساله ولی جوون تر از سن، معلم عربی ؛ ساکن تهران ، وضع مالی بسیـــــار خوب , خانه و ماشین اوکی! پنج ساله متارکه نموده و فرزند پنج ساله دارد که با مادر زندگی میکند :) چقد کتابی نوشتم خخخخخخ خلاصه من گفتم نه!!!! سارا به مسخره بهم گفت تو که کهنه شراب میخواستی ( آهنگ یه مردی از ابی ) گفتم حالا که من قصدشم ندارم اصن...خلاصه خدا قهرش نگیره سارا گفت حالا دیدن ضرر نداره و میخندیم و اینا منم گفتم باشه.... فرداش قرار شد اینا صبح از تهران حرکت کنن بیان.... من ظهر خیلی کار داشتم تو اداره و خیلی خسته بودم و به خواب احتیاج داشتم.. ساعت 3 زنگ زدم و کنسل کردم خخخ سارا گفت اینام زنگ نزدن و کنسل منم خوابیدم دیدم سارای مریییییییض ده بار زنگ زد به خطم و من جواب ندادم به مادر زنگ زد گفت محبوب اینا اومدن و تا یه ساعت دیگه باید بیای که باید مرده بره تهران..کلی غر زدم و خیلی شیک و خانومانه حاضر شدم.... گفتن بیان خونمون من قبول نکردم.... دلم نمیخواست تا من ندیدم خانوادم ببینن.... خلاصه با یه خانومی که دوستِ مادرِ سارا بود اومدن .... نشستم تو ماشین به سارا اسادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مهراد دادخواه تاريخ: چهارشنبه 29 آذر 1396 ساعت: 2:00

من به روزمرگی دچارم.. و لذت میبرم از تک تک تکرار های کسالت آور اطرافم...

9:25 , شنبه بیست و هفتم آبان ۱۳۹۶ , نازدارِ دِتــــِـر

.....

در این لحظه خیلی عصبیم و نمیدونم چجوری آروم شم

فقط دلم میخواد یه مدت سکوت کنم و با کسی حرف نزنم

همین

برچسب: نویسنده: مهراد دادخواه تاريخ: چهارشنبه 29 آذر 1396 ساعت: 2:00

من به روزمرگی دچارم.. و لذت میبرم از تک تک تکرار های کسالت آور اطرافم...

19:7 , سه شنبه بیست و هفتم تیر ۱۳۹۶ , نازدارِ دِتــــِـر

زندگیم چه ارزون بود..ـ.

برچسب: نویسنده: مهراد دادخواه تاريخ: پنجشنبه 30 شهريور 1396 ساعت: 13:03

» نمایش این صفحه بدین معناست که نویسنده وبلاگ یک مطلب را بصورت رمزدار درج کرده است و برای مشاهده کامل مطلب نیازمند آن هستید که کلمه عبور مرتبط با این مطلب را دانسته و وارد کنید.

برچسب: فلشبک, نویسنده: مهراد دادخواه تاريخ: پنجشنبه 30 شهريور 1396 ساعت: 13:03

» نمایش این صفحه بدین معناست که نویسنده وبلاگ یک مطلب را بصورت رمزدار درج کرده است و برای مشاهده کامل مطلب نیازمند آن هستید که کلمه عبور مرتبط با این مطلب را دانسته و وارد کنید.

برچسب: فلشبک, نویسنده: مهراد دادخواه تاريخ: پنجشنبه 30 شهريور 1396 ساعت: 13:03

خببببببببب در ادامه ی فلش بک هام ازین به بعد رمز به کسی داده نمیشه :)و به دنبال اعتراضات شما یه سری توضیحات بدم : من غم نویس نسیتم و اصلا هم قصدم جلب توجه نیست کسایی که با من بیشتر جور شدن میدونن که تو اوج ناراحتیام آدم شیطون و شوخ طبعی هستم قبلا هم گفتم بازم میگم نوشتن منو آروم میکنه.... در حال حاضر دارم رو اهدافم کار میکنم قراره چندتا کتاب بخرم و بخونم و وقتمو کمتر تو گوشی بگذرونم یه شغل دومی پادامه مطلب

برچسب: برگنهم, نویسنده: مهراد دادخواه تاريخ: پنجشنبه 30 شهريور 1396 ساعت: 13:03

دارم راه میرمدارم زندگی میکنم همه میبیننت تو جامعه ای هستم که وقتی لاک میزنی و موهات و فانتزی رنگ میکنی بهت میگن جنده..... چرا.......... از نظر من هرزگی ذهن مریضه هرزگی خوابیدن با هرکس و ناکس بر اساس نیازه هر نوع نیاز مالی یا شهوانی بنظر من هرزه آدم دوروعه آدم دروغگوعه آدمی که بیاد تو زندگی کس دیگه خداروشکر هرزه ی روحی و روانی و جنسی نیستم فقط دوست دارم منم مثه بقیه ی زنهای دنیاااااااااا لاک بزنم ادامه مطلب

برچسب: ادمای, نویسنده: مهراد دادخواه تاريخ: پنجشنبه 30 شهريور 1396 ساعت: 13:03

» نمایش این صفحه بدین معناست که نویسنده وبلاگ یک مطلب را بصورت رمزدار درج کرده است و برای مشاهده کامل مطلب نیازمند آن هستید که کلمه عبور مرتبط با این مطلب را دانسته و وارد کنید.

برچسب: همیشگی, نویسنده: مهراد دادخواه تاريخ: پنجشنبه 30 شهريور 1396 ساعت: 13:03

این روزا خیلی حال و روز بدی داشتم نمیدونم چی شدم تا اینکه دیروز رفتم دکتر گفت به بدترین نوع افسردگی داری مبتلا میشی مثه اینکه تو این گرما با بوت و کاپشن بری بیرون ... گفتم و گفتم و گفتم و از خانواده و اینا گفتم... و اینکه راجب به خاستگارم گفتم به گفته اش چند جلسه زیر نظر خانواده انالیز کن گفتم من نمیخوام ازدواج کنم..... گفت برو چند جلسه و خیلی چیزا..... که از حوصله ام خارجه امروز بصورت رسمی برایادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مهراد دادخواه تاريخ: پنجشنبه 30 شهريور 1396 ساعت: 13:03

طبق سوالای شماخاستگاری منتفی شد طبق آنالیزهام اصن مردی نبود بتونه منو خوشبخت کنه از نظر سنی از من یکسال بزرگتر بود و من حس میکردم هنوزم بچه اس چون خودش تو زندگی قبلیش زنش دروغگو بود روی شوهرش حساس بود همش هی حرفامو باور نمیکرد همش میگفت ایشالا همینجوری بمونی!!! بعد همش میگفت حساس نیستین!!!!!!! پسر بدی نبود تیپ و قیافش از عکسش خیلی باحالتر بود خیلی خنده ی دلنشینی داشت خوشم اومده بود ازش ولی بحث زنادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مهراد دادخواه تاريخ: پنجشنبه 30 شهريور 1396 ساعت: 13:03

تو همه ی زمینه ها یه ترس خاصی با من هستیه ناسازگاری با محیط تو برخوردای اول کلا با صمیمی ترین دوستامم برخورد کنین الان میگن ما دفعه اول از محبوب بدمون میومد چون من کلا آنالیز میکنم بعد صمیمی میشم بعد از قضیه ی خودم فکر میکردم سر مبین کور و کر شدم ولی خب نه یه سری اشتباهات بود که شاید من دونسته انجاادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مهراد دادخواه تاريخ: يکشنبه 21 خرداد 1396 ساعت: 14:02

سلام عزیزای دل....

خب اسباب کشی مورد نظر انجام شد....

بقول افق که از تجربیات هم استفاده کنین و باهم تبادل نظر کنیم و بتونیم این دوستیارو ادامه بدیم

سلامی دوباره به تک تک شما همراهان عززززززیزتر از جانم که یکسال با من بودین

همتونو دوباره لینک میکنم

برچسب: نویسنده: مهراد دادخواه تاريخ: چهارشنبه 10 خرداد 1396 ساعت: 11:36

صفحه بندی